|
|
|
|
|
یادمان باشد یاد مان باشد اگر خاطرمان تنها شد
|
||
|
|
|
|
|
ترا از بین صد گلها جدا کردم به قلبم جشن عشقت را به جا کردم برائ ختم و پایانئ تنهائ تو تنها اسمی بودی که صدا کردم |
||
|
|
|
|
|
love L : Lonely and private meeting O : On every page writing (( دوستت دارم)) V : Voriety of letters E : End up with crying |
||
|
|
|
|
|
عشق با لبخند و دیدار آغاز میشود با مزاغ و بوسه به اوج می رسد و با اشک و جدائ به آخر می رسد
|
||
|
|
|
|
|
جهان از عشق آفریده شد چون مرا از آن دوست دور میداشت زندادن من شد و چون مرا به این دوست نزدیک می داشت خانه امید من شد غزل نویسم نامهء از بیوفائ ببندم با بر مرغ هوائ ببر مرغک به دست دلبرم ده بگو صد داد و بداد از جدائ
|
||
|
|
|
|
|
در مهر تو بینم همه آرامش جان را با یاد تو سر کردهام این روز و شبان را در کار تو ریزم همه سرمایهء هستی سودائ تو بروا نکند سود و زیان را گقتی که من آن تاکم و در من چو بمانید بور بار گران مایه کنم گوهر جان را گقتی که چو خواهید همه فیض خداوند بخشد به شما سلطنت هر دو جهان را گفتی که دری بسته بکوبید گشایم بگشودی و دیدم نهان را و عیان را گفتی که چو کودک به برش رو که بدر هست چون برهء گمگشته که دیدست شبان را گفتی که مرا حکم محبت بود و بس حکم تو بنازم که به هم بسته جهان را
|
||
|
|
|
|