تبليغاتX
تو ره گل دادم نگا کن او گلی مه
مه که رفتم دعا کن او گلی مه...!
 
Happy Valentine's Day
+ نوشته شده در  Tue 13 Feb 2007ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط علی رضا محبی  | 

عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست وبی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی سوز نی،آه شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته

عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی خون لاله با چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی تیمم با نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آذر زدن

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندن به دست

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی همچو من شیدا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

                                             عشق یعنی یک سلام و یک درود

+ نوشته شده در  Fri 9 Feb 2007ساعت 8:46 قبل از ظهر  توسط علی رضا محبی  | 

مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم... بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه تنها دويدم...
+ نوشته شده در  Fri 9 Feb 2007ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط علی رضا محبی  | 

ميميرم برات
+ نوشته شده در  Wed 7 Feb 2007ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط علی رضا محبی  | 

تقديم به تو كه  خيلي دوس ات دارم
+ نوشته شده در  Wed 7 Feb 2007ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط علی رضا محبی  | 

+ نوشته شده در  Wed 7 Feb 2007ساعت 9:9 قبل از ظهر  توسط علی رضا محبی  | 

به نام آنکه درس آزادی را به جهان آموخت

حسین قیام نه فرمود به جز برائ خدا

قیام و نهزت او بود در رضائ خدا

کل یوم عاشورا

کل شهر محرم

کل عرض کربلا

ایام محرم ایام عزاداری مظلوم کربلا امام حسین (ع) را برای شما تسلیت عرض می نمایم

+ نوشته شده در  Wed 24 Jan 2007ساعت 6:33 قبل از ظهر  توسط علی رضا محبی  | 

به گلزارم گلی هستی فراموشت نخواهم کرد

ماجرای عاشق و معشوق را بایان نست

هرچی آغاز ندارد نپذیرد انجام

ازدم صبح ازل تا اخرشام ابد

دوستی و مهر بر یکعهد و میثاق بود

هر چند پیر خسته  دل ناتوان شدم

هرگه یاد روی تو کردم جوان شدم

+ نوشته شده در  Tue 9 Jan 2007ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط علی رضا محبی  | 

یادمان باشد

یاد مان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

 
یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد
طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم

 
یادمان باشد که دگر لیلی و مجنونی نیست
به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم!

 
یادمان باشد که در این بهر دو رنگی و ریا
دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم

 
یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست
دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم

یاد مان باشد اگر شمعی و پروانه به یکجا دیدیم
طلب سوختن بال و پر کس نکنیم

 
ولی آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟
یاد من هست طلب عشق ز هر کس نکنم


گو تو آخر که نه انصاف و نه عدل است و نه داد
دل دیوانه من بهر کی افتاده به خاک


این همه گفتم و گفتم که رسم آخر کار
به تو ای عشق تو ای یار به تو ای بهر نیاز


یادمان باشد که د یگر دل تنها نیست
یادمان باشد که دیگر دل تو مال من است

 

+ نوشته شده در  Fri 15 Dec 2006ساعت 7:7 قبل از ظهر  توسط علی رضا محبی  | 

ترا از بین صد گلها جدا کردم

به قلبم جشن عشقت را به جا کردم

برائ ختم و پایانئ تنهائ

تو تنها اسمی بودی که صدا کردم

عاشقانه  
+ نوشته شده در  Fri 15 Dec 2006ساعت 6:59 قبل از ظهر  توسط علی رضا محبی  |